عزیز دل مامان و بابا، ساریناعزیز دل مامان و بابا، سارینا، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 23 روز سن داره

سارینا تموم هستی مامان و بابا

دوباره برگشتم که برات بنویسم...

عزیز دلم، الهی فدات بشم .... دیگه  قول مردونه می دم که تاخیر نیافته... خیلی خیلی سرم شلوغ بود، اون هم به خاطر رفتن به خونه جدیدمون... به سلامتی رفتیم خونه نو... و الان که دارم برات می نویسم چند روز مانده تا بیست ماهگی ات رو جشن بگیریم... خیلی خیلی خوشحالم که بعد از این همه سختی و کار ساختمان تلاش هامون به نتیجه رسید و صحیح و سالم به خونه خودمان رفتیم. از همه کسانی که ما رو کمک کردن تشکر می کنم و به ویژه از بابا محمد که هر چه توان داشت به کار گرفت تا خونه کامل بشه... تغییرات این مدت رو که نبودم، یادداشت کرده ام و برایت به زودی می نویسم.... و یک عذر خواهی خیلی بزرگ هم به شما بدهکارم ، اون هم به خاطر اینکه ...
22 آذر 1391
1