تغییر خیلی مهم و عمده در سارینا خانوم ... ( 20 ماهگی)
با کلی تاخیر.... 19 ماهگی ات مبارک.
حضور سارینا خانوم در محرم سال 91...
در هر کاری کپی برداری می کنی ( 20 ماهگی) ...
رفتن به خونه جدیدمون...
پاستیل خور حرفه ای...
اولین خواب ناز سارینا جونی در خونه خودمون...
عید قربان ...
دوباره برگشتم که برات بنویسم...
عزیز دلم، الهی فدات بشم .... دیگه قول مردونه می دم که تاخیر نیافته... خیلی خیلی سرم شلوغ بود، اون هم به خاطر رفتن به خونه جدیدمون... به سلامتی رفتیم خونه نو... و الان که دارم برات می نویسم چند روز مانده تا بیست ماهگی ات رو جشن بگیریم... خیلی خیلی خوشحالم که بعد از این همه سختی و کار ساختمان تلاش هامون به نتیجه رسید و صحیح و سالم به خونه خودمان رفتیم. از همه کسانی که ما رو کمک کردن تشکر می کنم و به ویژه از بابا محمد که هر چه توان داشت به کار گرفت تا خونه کامل بشه... تغییرات این مدت رو که نبودم، یادداشت کرده ام و برایت به زودی می نویسم.... و یک عذر خواهی خیلی بزرگ هم به شما بدهکارم ، اون هم به خاطر اینکه ...
نویسنده :
مامان محدثه
1:47



